نیرنگ ابلیس


امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: هنگامی که این آیه نازل شد:
وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَهً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ … * أُوْلَئِکَ جَزَاؤُهُمْ مَغْفِرَهٌ مِنْ رَبِّهِمْ …
نیکان آنهایی هستند که وقتی کار بدی انجام دادند یا به خویشتن ستم کردند، خدا را یاد آورند و برای گناهانشان استغفار کنند. (۱) آنها هستند که پاداش عملشان آمرزش پروردگار است…
در این هنگام ابلیس بر فراز کوهی در مکه رفت، با صدای بلند فریادی کشید و سران لشکر خود را جمع کرد.
گفتند: سرور ما، چه شد ه که ما را فرا خوانده‌ای؟ گفت: این آیه نازل شد (آیه فوق). آیه‌ای که پشت مرا می‌لزاند و بشر را نجات می‌بخشد. چه کسی می‌تواند با آن مقابله کند؟

یکی از شیاطین بزرگ گفت: من می‌توانم و نقشه ام چنین است و چنان. ابلیس طرح او را نپسندید و گفت: نه، تو نمی‌توانی.
دیگری برخاست و نقشه و طرح خود را ارائه داد، باز هم مقبول نیفتاد!
در اینجاوسواس خناس، یکی دیگر از فرزندانش، برخاست و گفت: من از عهده آن بر می‌آیم.
ابلیس پرسید: از چه راهی؟
گفت: آنها را با وعده‌ها و آرزوها سرگرم می‌کنم تا آلوده گناه شوند و هنگامی که گناه کردند، توبه را از یادشان می‌برم !
ابلیس گفت: آری، تو می‌توانی از عهده این کار بر آیی؛ نقشه تو بسیار ماهرانه است؛ لذا این ماموریت را تا روز واپسین به دست او سپرد. (۲)



نویسنده: محمد غفارنیا

پی‌نوشت‌ها:

۱-آل عمران/۱۳۵و۱۳۶.
۲-نورالثقلین: ح۵، ص۷۲۶، ح۱۱.
منبع مقاله :
غفارنیا، محمد، (۱۳۸۷) ۱۴۲ قصّه از قرآن: همراه با شأن نزول آیاتی از قرآن، قم: جامعه القرآن الکریم، چاپ اول